تبلیغات
جنت - انگیزه های روانی حجاب گریزی بخش دوم

جنت
به نام امیر عشق و به یاد امیران و یاران جنگ یاد شهدا و امام شهدا

بزرگ مردتاریخ

جستجو
لوگو دوستان

قلم دانش آموز

جعبه حدیث




جلوه گری و خودابرازی:

شاید مهمترین انگیزه حجاب گریزی، جلوه گری و خودنمایی باشد چرا که تنها انگیزه ای است که در قرآن آمده و از آن با عنوان تبرج یاد شده است. خودنمایی را بسیاری مترادف با بی حجابی عنوان می کنند در حالی که اگر چه از نظر لغوی این ترادف وجود دارد امادر واقع تنها یکی از انگیزه های بی حجابی است. خودنمایی زن می تواند جلوه های گوناگونی داشته باشد:





الف) خودنمایی به این معنی که زن بیشتر از مرد به وضعیت ظاهری و پوشش خود اهمیت می دهد. او ذاتاً آراستن صورت و مو و لباس را دوست دارد گرچه هیچ مردی نباشد. به خصوص دختر جوان علاقه فزاینده ای در دوران بلوغ به ظاهر و تن خود پیدا می کند به گونه ای که در کودکی چندان گسترده نبوده است.

خود ابرازی اگر چه انگیزه سرشتی زن است ،اماافراط در آن، شخصیت او را به سمت شخصیت نمایشی مختل می کند. در آن صورت است که اظهارو نمایش آراستگیهای خود تمام انگیزه هایش رادر بر می گیرد. لذا حتی وقتی به او گفته شود خودنمایی زنان و ارضاء تمایلات جنسی مردان، استفاده از زیبایی زنان برای مقاصد تجاری و... شخصیت زن را بی ارزش می کند، اصلاً برایش مهم نیست چون نه تنها آنرا بد نمی داند بلکه دوست دارد و از آن لذت می برد.

ب) گاهی هدف زن از خودنمایی، چیزی فراتر از جنبه های ناپایدار غریزی و ابعاد ظاهری است. او می­خواهد جنبه های معنوی و ظرافت ها و احساسات پاک زنانه خود را برای جنس مقابل به اثبات برساند. اما مرد این انگیزه بی آلایش زن را نوعی اظهار تمایل به گناه تلقی کرده، به سمت جذابیت های ظاهری او کشیده می شود. زن هم پس از آن، گویی هدف اصلی خود را فراموش کرده و به انگیزه های غریزی و زینت آرایی جسمانی مشغول می شود.

ج) مقبولیت و تأیید اجتماعی: پر رنگ بودن حس دیگر خواهی زنان در برابر خود خواهی مردان، موجب می شود که معیار پوشش زنان بر خلاف مردان، پسند و تحسین دیگران قرار بگیرد. او آنگونه لباس می­پوشد و خود را می آراید که دیگران می خواهند و می پسندند. بنابر این گاهی کوششی که زن برای آرایش اندام خود به کار می گیرد، نتیجه توجه به شخص خودش نیست. بلکه آنچه برای وی مهم است، تأثیر مطلوبی است که در دیگران می گذارد و تأییدی است که از طرف آنها دریافت می کند. شکل افراطی این وضعیت ، اختلال وابستگی شخصیت است که در تصمیم گیریها به طور اغراق آمیزی نیاز دارد تا دیگران به او اطمینان خاطر دهند و از او حمایت کنند، از مخالفت با دیگران واهمه دارد و از تنها ماندن می ترسد. لذا پیوسته دنباله رو تلقینات و تمایلات دیگران می رود و از مخالفتهایی که برایش مسأله زاست و مثلاً تحقیر او را به دنبال دارد مثل حجاب اجتناب می کند (ریتا ال. اتکینسون 1953)

نیاز به تأیید وحمایت دیگران ، به میزان خودارزشمندی و اعتماد به رأی خویشتن استواراست . هر چقدر فرد به رأی وایده خود بیشتر احترام گذاشته واعتماد داشته باشد ، تأیید طلبی او کمتر می شود تأیید اجتماعی درگروه زیادی از افراد حجاب گریز ، به این صورت است که آنها پوشش زیبا و آرایش جذاب خود را یک ادب اجتماعی و احترام به دیگران می دانند و بر عکس اجتناب از آن را بی ادبی به اجتماع و بی احترامی به دیگران تلقی می نمایند. چنانچه مثلاً ممکن است دسته ای از مردان حضور در مجامع بدون کروات یا کت و شلوار را بی احترامی به دیگران بدانند.

 

3- فرار از زنانگی:

اگر از حسادتی که به ادعای فروید، زنان نسبت به آلت رجولیت مردان دارند بگذریم، می توان گفت به طور کلی حسادتهای زنانه نسبت به مردان چه از لحاظ جسمی و چه از لحاظ اجتماعی. در پیدایش روان رنجوری آنها نقش مهمی دارد چرا که در آنها گرایش مرد بودن را به جریان می اندازد.

کارن هورنای می گوید: «دختر از بدو تولد تا پایان زندگی چه به نحوی خشن و وحشیانه و چه به طریقی ظریف و عاری از خشونت فشار فرودست بودن را تحمل می کند و این فشار پیوسته بر شدت عقده نرینگی او می افزاید» (هورنای 1950)

مثلاً توجه بیشتر والدین نسبت به فرزند پسر در بعضی خانواده ها. احتمال بروز این عقده را افزایش می دهد.

در تحقیقی که از تعدادی دختر طبقه متوسط جامعه به عمل آمد. بیش از 43% آنها دوست داشتند که مرد باشند و آرزوی نرینگی می کردند. چه بسا علایق و تمایلات آنان نیز در این نتیجه دخالت داشته باشد. مثل اینکه 16% آنها علاقه ای به مادر شدن نداشتند و آن را عامل محدودیت تلقی می کردند. تعداد کسانی که به کارهای فنی، صنعتی و مدیریتی گرایش داشتند، بیشتر از کسانی بود که کارهای هنری و ذوقی را دوست داشتند. حدود 59% آنها کوشش در کانون اجتماع را بر توجه به کانون خانواده و در خانه ماندن ترجیح می دادند. 2/28% آنها به جای استعداد عاطفی زنانه، هیجانات پسرانه داشتندو مانند آنها پرخاشگر و خودخواه بودند.

نپذیرفتن نقش زن و به عبارتی خود بازداری زنانه، او را به این سمت سوق می دهد که از لباس زنانه متنفر باشد و تا حد ممکن سعی کند که نقش مردانه را اجرا نماید و لباس خود را به لباس مردان نزدیک نماید مثل پیراهن و کفش مردانه و بسیاری از لباسهایی که اکنون بین هر دو جنس مشترک است. نقش زنانه ای که از زن می خواهد در خانه بماند و یا با پوشش هر چه تمامتر بیرون بیاید، نه تنها به عنوان طرح شناختی و رفتاری او در نمی آید بلکه درست بر عکس آن، او را از زنانگی خود متنفر می کند بدون اینکه نگران حرفهای دیگران که او را بی احساس و فاقد زنانگی می خوانند، باشد.

البته قابل ذکر است که بسیاری از زنانی که نقش مرد را برتر می دانند در عین حال از آنها بیزارند. اما چون به توان جنس مؤنث برای کسب موفقیت ایمان ندارند، ترجیح می دهند با مردان که برای زن اهمیت قائل نیستند، همذات پنداری کنند پاسخ به مسایل مشاوره ای به این  این آدرس مراجعه فرمایید.

کلوپ مرکز ملی پاسخگویی سوالات دینی

برچسب ها: حجاب،

نوشته شده در جمعه 10 آذر 1391 توسط جنت سادات
مقام معظم رهبری

درباره سایت
نویسندگان
آمار سایت
Blog Skin