تبلیغات
جنت - انگیزه های روانی حجاب گریزی بخش سوم

جنت
 
به نام امیر عشق و به یاد امیران و یاران جنگ یاد شهدا و امام شهدا



- انگیزه جنسی و افزون طلبی

یکی از نمودهای حجاب گریزی که آنرا تبدیل به بزهکاری می کند،نمود جنسی است. انگیزه جنسی به سه صورت ممکن است به بی حجابی بینجامد:



الف) در برخی موارد می توان گفت که فرد حجاب گریز یک شخصیت سکس دارد و بی حجابی را ذلیخاوار به عنوان مقدمه ای برای ارضاء جنسی برگزیده است. بی حجابی را می توان تکیه گاهی نامید که در آن تکانه های جنسی فرد به طور موقت آرامش یافته تا اینکه زمینه خود ابرازی کامل جنسی و ارضاء غریزی آن فراهم شود.

ب) مبدل پوشی: یعنی زن با پوشیدن لباسهای مردانه به ارضاء جنسی می رسد.

بر اساس نظریه تحلیل روانی فروید. مبدل پوششی نشان دهنده همسان سازی با غیر همجنس است مثلاً دختری که لباس پسرانه می پوشد در واقع با پدر خود همسان سازی می کند (فروید 1933)

ج) افزون طلبی جنسی: آنچه برای زنان بیش از جنبۀ بدنی غریزه جنسی مهم است، منشأ عاطفی آن است در حدیث زیبای پیامبر گرامی (ص) این پیوند کاملاً مشهود است که:

«هبة الرجل لزجته یزید فی عفتها»وسائل ،13، 341

بخشایش عاطفی مرد به زن، عفت جنسی او را می افزاید

ممکن است بعد عاطفی غریزه جنسی زن بر خلاف بدن که قابل ارضاء با یک نفر است، گنجایش نامحدود و ارضا نشدنی پیدا کند . یعنی پس از ارضا نشدن، وارونه شده و به صورت عطش نفسانی یا جنون جنسی در بیاید.

در تحلیل دیگر، زیاده خواهی جنسی به دوره بحران هویت جنسی دختر باز می گردد. که در آن ممکن است دختر با تعدد کسانی مواجه شود که مدعی اند می توانند نیاز عاطفی و جنسی او را برآورده کنند. اما او به خاطر ضعف در ساختارهای تصمیم گیری عاطفی، عدم جسارت و اعتماد به نفس، تصمیم گیری غیر متمرکز و چه بسا خودشیفتگی و وابستگی مفرط، دچار نوعی مکانیسم دلیل تراشی می شود که همه آنها برای تأمین او ضروری است و خود را قانع می کند که باید به همه آنها پاسخ مثبت بدهد. او در حقیقت در این شرایط دگرگون شده، یک هویت جنسی انحرافی و زیاده خواه را در ناخود آگاه خود می سازد بعضی از شرایط فرهنگی حرص آور یا عامل جسمی و قدرت جنسی بعضی از افراد نیز به این تشکیل کمک می کند.

چنانچه در روایت موثقی از حضرت امیرالمومنین علیه السلام نقل شده که فرمود: خداوند میل جنسی را ده جزء آفرید. 9 جزء آن را در زنان و یک جزء آن را در مردان قرار داد و اگر خداوند به اندازه شهوت زنان، حیا و شرم در آنها قرار نداده بود با هر مردی 9 زن در می آویخت. مفهوم این روایت این است که اگر زن حیا نداشته باشد، برای تأمین جنسی به چند مرد احتیاج پیدا می کند زیرا هر چه شهرت زیادتر، نیاز به ارضاء هم بیشتر می شود. بنابر این زوال حیا که یک حالت درونی است شهوت زیاد زن را به منطقه هشیار شخصیت او هدایت می کند و در نتیجه در رفتار او بی حجابی را نمایان می سازد.

کارن هورنای ، افزون طلبی را چنین تفسیر می کند که گاهی نیاز به محبت کلاً به صورت تمایل جنسی در می آید. هورنای از آنها تعبیر به افراد عصبی می کند. یعنی احتیاج عصبی آنها آمیخته به محبت و تمایل جنسی است و بیان می کند که گاهی تجلی مشکلات و ناراحتی های افراد عصبی به صورت میل افراطی و سیری ناپذیر به رفتار جنسی در می آید (هورنای 1950)

دفع شهوت برای فرد عصبی به منزله دفع اضطراب است. او از این طریق هم یک غریزه زیستی را ارضا می کند. هم یک مسأله عصبی را حل می نماید و همین امر باعث ولع شهوی او می شود. یکی از تمایلاتی که ناشی ازاحتیاجات عصبی است و در زنان زیاد یافت می شود، عطش محبت طلبی فرد است که با یک حالت اجبار واضطرار سعی می کند همه کس راازخودراضی نگه دارد. همین کیفیت روحی باعث می شود که با یک رغبت اجباری به خواسته های جنسی دیگران پاسخ مثبت بدهد. (همان)

 5- جستجوی آرامش:

به طور عمده، مواردی را می توان بر شمرد که ممکن است دختران و زنان را دچار تنش، هراس و اضطراب نماید. مواردی مثل :

الف) مقارنت تمایلات مردانه با حس زنانگی سرکوب شده خصوصاً اینکه ناخواسته بعضی از تجارب روزمره، وی را به یاد زن بودنش بیندازد و او را دچار نوعی حس بلاتکلیفی و تردید بنماید.

ب) ناتوانی یا شکست در رابطه عاطفی کامل با جنس مخالف

ج) نگرش‌ها و شیوه‌های رفتاری متضاد در مرحله هویت سازی نوجوانی مثل فعالیت همزمان درون گرایی و برون گرایی، نیروی خجالتی بودن و پرخاشگری، بی تفاوتی نسبت به اطراف و حساسیت به رفتار همسالان و... به طور کلی «هر گرایش آنها همراه با اندکی بی میلی است و بر عکس در هر عدم تمایل، اندکی گرایش نهفته است. بعضی از آنها به این خاطر است که نوجوان دارای اصول تغییر ناپذیر نیست» (برنهارد شفرز. 1383)

د) بحران هویت دینی: این بحران از آنجا بر می خیزد که جوان درباره مبانی ارزشهای مذهبی و آرمانها و الگوهای دینی تردید کند، سست باور شود و با آنها به چالش برخیزد. به ویژه آنکه پایه‌های ایدئولوژیکی او در خانواده نیز ضعیف باشد.

ه) نگرانی و اندوه مبهم: دختران گاهی به ترس و اضطراب موهوم دچار می شوند و غم مبهمی بر ساختمان شخصیت آنها آوار می شود. آنها در مورد آینده خود که اساساً اضطراب زاست ، طرحواره‌های ذهنی مبهم و گاه انحرافی تصور می کنند. آنها خودشان هم نمی دانند منَشأ ابهام افکارشان ونگرانی ها ودلتنگی هایشان چیست .

و) تغییرات فیزیولوژیکی ماهانه: بر اساس تحقیقات، بیش از نصف زنها درایام ماهانه و چندروزقبل و بعدآن گرفتار حالات ناپایدار اخلاقی و ناراحتی‌های جزئی مثل اضطراب،خمودگی وافسردگی می گردند. به عبارتی ، عدم تعادل هورمونی در آنها به عدم تعادل اخلاقی      می انجامد.

ز) ابتلا به اختلال شخصیت مرزی: ترس از طرد یا رهاشدگی ، روابط بین فردی بی ثبات و متشنج، اختلال هویت ، عاطفه بی ثبات متزلزل و ناپایدار ، احساس خلأ و پوچی و...از علائم این شخصت است. (ریتا ال.اتکینسون 1953)

در تمام موارد فوق، فرد سعی می کند تا با تغییر در پوشش خود به گونه ای از اضطراب و تنش پیش آمده رها شود یا حداقل آنرا در ناخود آگاه شخصیت خود مخفی سازد.

او در دوراهی تمایلات مردانه و زنانه با برگزیدن بی حجابی به تمایلات مردانه خود تاکید می ورزد و سعی در درون سازی آن دارد تا به ظاهر از بلاتکلیفی و اضطراب در آمده باشد.

زن شکست خورده در رابطه عاطفی ، با حجاب گریزی به خود آرامش می دهد که دوباره خواهد توانست با دیگری تجدید رابطه کند.

عدم اعتماد به نفس و ایمان نداشتن به توانایی‌های خود باعث می شود که در مواجهه با نگرانی های مبهم، توانایی های خود را بیازماید و جلوه‌های اندامی خود را به عنوان یک آزمون در معرض دیگران قرار داده تا خود را با نگاهها و نظرات دیگران ارزیابی کند و ترس و اضطرابش رفع شود.

در صورتی که زمینه های محیطی کافی برای الگوسازی نگرشی و رفتاری مثبت و آرام سازی واقعی روان مضطرب فرد وجود نداشته باشد، ممکن است که وی در دلتنگی‌ها، گرایش‌های متضاد، بحران هویت دینی و تغییرات فیزیکی و اختلال شخصیت با یک مکانیزم جابجایی، موقتاً خود را به برداشتن حجاب از اندام ظاهری خود و آراستن آن تسکین بخشد. در حقیقت عوامل محیطی به او کمک کرده تا خود را به طور کاذب و مقطعی از عوامل تنش زا دور نگه دارد و در واقع، حجاب گریزی نتوانسته او را از آنها رها سازد.

به گونه ای دیگر، فرد در تنگنای عوامل تنش زا، نیاز به پیوند جویی را بیشتر احساس می کند و اضطراب ، انگیزه تعامل با دیگران و ایجاد روابط صمیمی را در فرد تقویت می کند و او برای جلب شریک عاطفی خود از جنس مخالف، حجاب گریز می شود. افراد دارای نیاز زیاد به پیوند جویی، هنگام تعامل با دیگران دست به هر کاری می زنند تا از تعارض اجتناب کنند. (اکسلاین، 1962) کاری که به او اطمینان خاطر دهد که برای همیشه از عوامل اضطراب آور، دور خواهد بود. حجاب گریزی برای بعضی از دختران به منزله این اطمینان است.پاسخ به مسایل مشاوره ای به این  این آدرس مراجعه فرمایید.
کلوپ مرکز ملی  پاسخگویی سوالات دینی




طبقه بندی: حجاب و عفاف ، 
برچسب ها: حجاب،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 11 آذر 1391 توسط جنت سادات
تمامی حقوق مطالب برای جنت محفوظ می باشد