تبلیغات
جنت - انگیزه های روانی حجاب گریزی آخرین بخش

جنت
به نام امیر عشق و به یاد امیران و یاران جنگ یاد شهدا و امام شهدا

بزرگ مردتاریخ

جستجو
لوگو دوستان

قلم دانش آموز

جعبه حدیث







- دگر آزاری:

اگر زن در محیط زیستی خوداز طرف مرد ، احساس سلطه و زور و تحقیر کند، یا اگر تمام امتیازات را منحصر به جنس مرد ببیند و اگر به مواردی از مؤنث آزاری مردان آگاهی پیدا کند، به سه گونه این تحقیر شخصی و جنسی، در او بازتاب رفتاری ایجاد می کند که هر سه این انگیزش‌ها، عملکرد حجاب گریزی را به همراه خواهد داشت:



الف) روی آوری به مکانیزم جبران و تلافی ناکامی‌های حقوقی و اجتماعی با زیبایی و برهنه پوشی.

ب) پذیرفتن آنها و بی اعتمادی به شخصیت خود و استفاده از خود در جهت جلب نظر و استفاده مردان.

ج) ایجاد حس حسادت و لجاجت و انتقام و سعی در اثبات خلاف تحقیرها.

دختر در این بازتاب اخیر، همواره مترصداست که از مردان به دلیل داشتن چیزی که همواره خود از آن محروم بوده است ، انتقام بگیرد. او برای رسیدن به این هدف از شدیدترین ضعف مردان یعنی حساسیت آنها به ظاهر زن استفاده می کند. لذا با جذاب کردن خود، میل آتشین مرد را بر می انگیزاند و سپس با ناکام کردن و بی اعتنایی به او موجب روان آزردگی و آلودگی و لاقیدی او می شود. تمام اینها برای زن مطلوب و لذت بخش است. او در حقیقت با این رفتار، از خود مرد برای به اسارت کشیدن به او کمک می گیرد. چون به واسط شیفته شدن مرد، مطمئن است که بخشی از قدرت مرد را به چنگ آورده و او را تحت سلطه خود در آورده است. مردی که وابستگی زن به خود را می خواست، حال خودش را به آن وابسته می بیند.

البته دگر آزاری زن گاهی هم متوجه هم جنس او می شود چون او به خاطر حس تفوق طلبی، تمام زنان را رقیب خود می داند و لذا با انتخاب گزینه پوششی بهتر سعی در آزار آنها دارد.

 7- همانند سازی با الگوهای محبوب:

بر اساس قانون «من احب شیئا فقد تشبه به» پوشش زن بر اساس پوشش الگوهای او تعیین می شود. علاقمند شدن به شخصیت های خاص در میان زنان به خاطر حس انقیاد و تسلیم آنها، از مردان بیشتر است همچنین در میان دختران جوان به خاطر هیجان طلبی و عوامل دیگر بیش از پسران به چشم می خورد. لذا اگر او این اندیشه را بپذیرد که زن غربی مترقی و روشنفکر است، آزاد است و در روابط خود با مرد آرمانی اش محدودیتی ندارد ودر نتیجه خوشبخت است ، به دلیل وجود الگوی تصمیم گیری غیر متمرکز، گمان نمی کند که امتیازات زن غربی با یک پوشش بد همراه شود. در نتیجه این الگوسازی‌های ذهنی او منجر به الگوسازی رفتاری و بی حجابی می شود.

البته گاهی هم ممکن است الگوی مجبوب او یک مرد باشد و پوشش او را به شکل مردانه در بیاورد.

اگر بخواهیم همانند سازی را ریشه یابی کنیم. باید پیش از همه چیز به «سرگشتگی هویت» توجه کنیم که چون فرد هویت دلخواه خود را نیافته هویت فرد دیگری را به عنوان الگو، برای خودش می پذیرد به عبارت دیگر چون فرد از آنچه که هست، احساس رضایت نمی کند، سعی می کند خود را به صورت آنچه نیست و دوست دارد باشد، در آورد. بی حجابی، جلوه‌ای از رویای فرد برای مبدل گشتن به الگوهای حجاب گریز است.

 8- جبران کمبودهای اجتماعی:

دو نوع ناکامی ،دختران جامعه ما را تهدید می کند: ناکامی روانی در مقایسه با هم جنسان خود و ناکامی حقوقی در مقایسه با مردان.

ناکامی روانی هنگامی است که خود را از ایده آل‌هایش دور و یا جدا بپندارد و در مقایسه با دختران دیگر، خود را دارای درجه پایین تری از امتیازات و موفقیت‌ها بداند.

ناکامی حقوقی بر اساس این تصور زن شکل می گیرد که جامعه ما جامعه‌ای است که ماهیت مردانه دارد. او حتی می بیند موفقیت‌ها و خوبی‌هایش را نیز با صفت مردانه همراه می کنند. جنس برتر، جنس مذکر است و همیشه جایگاه بهتر و موقعیت‌های بالاتر نصیب مردان می شود. اگر یک ذهنیت فمینیستی هم با این تصور همراه شود، پدیدایی روان آزردگی درونی زن را تشدید می کند.

زن برای مقابله با این روان آزردگی به یک مکانیسم جبرانی تمسک می جوید. زن همانطورکه خودرا برای رسیدن به حق خود، شبیه مردان می کند، گاهی هم فقدان‌ها و ناکامی‌ها را سعی می کند با پوششی نو و هیئتی زیبا جبران کند و یا به فراموشی بسپارد. می گویند مشهورترین زنان درعالم رقص و نمایش کسانی بوده اند که کوشیده اند زشتی خود را جبران کنند. (گنجی حمزه1382 )

زن دراین مکانیسم گرچه به یک تدبیر هیجان مدار روی آورده و شیوه نشخوار گری را در پیش گرفته،اما از زنانگی خود متنفر نیست و کاملاً مردگرا نشده است.

 9- خود آزمایی استقلال فکری:

یکی از انگیزه‌های مهم جوان حجاب گریز این است که با انتخاب پوشش خاص و دلخواه می خواهد به دیگران و به خصوص پدر و مادر بقبولاند که بزرگ شده و درباره اینکه چه و چگونه بپوشد، خودش می تواند تصمیم بگیرد. او پوشش خودراامری مختص به خویش می داند که هیچ کس حق ندارد درآن دخالت کند. جوان حتی استقلال رأی همراه با تحمل ضرر را به تسلیم شدن منفعت آمیز ترجیح می دهد و گاه به شیوه‌ای افراطی و بیمار گونه در پی اثبات شخصیت مستقل خویش حاضر است دست به هر کار نابهنجاری بزند. حتی اصرار دارد که تمایلات خود را بر سایرین تحمیل کند و وقتی نتوانست ، به دیگران به دیده حقارت نگریسته و قوه فهم او برای آنها استقلالی قائل  نمی شود.او عدم توافق احساسات خود با آنها را نمی تواند به دیده اغماض بنگرد. (لمبروزو، 1370)

البته این استقلال طلبی فکری و رفتاری، در آوان جوانی صرفاً یک خود آزمایی است که در دختران به شکل بی حجابی بروز می کند.

 10- جامعه ستیزی:

چنانچه رشد جسمی و تحولات روحی روانی جوان، در بستر کمک کننده و آماده محیط هماهنگ شود، سرعت و شدت بیشتری به خود می گیرد. روح عصیان و سازش ناپذیری که جوان را از رفتارهای اعتدال گرا خارج می کند، گاه در محیط بیرون هم زمینه کامل برون ریزی پیدا     می کند. جوان خواسته‌های بسیاری دارد که اگر جامعه نتواند او را در رسیدن به آنها کمک کند یا او را در ناکامی خود قانع نماید و در واقع از او یک شخصیت جامعه پذیر سازد، در پندار او تبدیل به یک دشمن می شود. خصوصاً اینکه آن چیزی که او را از تامین خواسته‌هایش باز می دارد، ارزشهای دینی باشد. در حقیقت وقتی فرد، اجتماع را دشمن خود انگاشت ،از تمام مختصات آن نیز ابراز انزجار و اجتناب می کند. حتی اگر با باورهای بنیادین او سازگار باشد مثلاً حجاب را قبول داشته باشد. او حتی در این ستیز خود، بسیار لجاجت می کند.

ساختار فکری خاصی که به زنان جامعه عرضه می شود،در نظر بعضی از آنها چیزی جز سنت به ارث رسیده نیست و این برای او بسیار آزار دهنده است که یک الگوی کلیشه‌ای اجباری را بپذیرد. لذا با تغییر شرایط خود درصدد مبارزه با آن بر می آید، بنابراین  بی حجابی را می توان پرخاشگری سرکوب شده زنان دانست. کلیشه جامعه از او می خواهد ظریف و آرام و جویای مهربانی باشد، طغیان و پرخاشگری و اخم او را نشانه ناسلامتی او تلقی می کند، در مقابل گسترده و متنوع کردن گرایشهای احساسی زن ازاو احساسات هنجارمند می طلبد، نمی خواهد که او جذاب به نظر برسد. به او   می گوید تو نمی توانی از طریق برهنگی، مردی را به طور حقیقی از آن خود سازی. تو در ورطه‌ای می افتی که نمی خواستی، آن وقت راه نجاتی برایت نمانده، تو بر خلاف هنجار جامعه عمل می کنی و طرد می شوی. دامنه فعالیتهای تو در حد رابطه جنسی و مادری خلاصه می شودو...

او علیرغم اجتماع می گوید: طغیان می کنم، در گرایشهای هنجارمند خودم را محدود نمی کنم، خودم را به خواسته‌هایم می رسانم می خواهم جذاب باشم، می توانم، طرد نمی شوم بلکه موفق می شوم و به هیچ ورطه ناخواسته ای هم نمی افتم.

شخصیت ضد اجتماع، نسبت به امنیت خود و دیگران بی پروا و بی ملاحظه است و در رفتار خود احساس مسئولیت و ندامت نمی کند. (ریتا ال. اتکینسون و دیگران 1953)

گاهی هم ممکن است مخالفت فرد با چیزی باشد که چون علناً نمی تواند آن مخالفت را اظهار کند، با رفتارهای اجتماعی و پوشش ظاهری خود، علیه آن موضع می گیرد.

11- تنوع خواهی، مدگرایی و تفوق طلبی:

دختر جوان تنوع طلب است. پرفسور ریگ می گوید:

«مرد دلش می خواهد هر روز به همان حالت همیشگی باقی بماند. اما یک زن همیشه می خواهد موجود تازه‌ای باشد و هر صبح با قیافه تازه‌ای از بستر برخیزد» (مطهری، مرتضی 1376)

فرد حجاب گریز می اندیشد که بدون رعایت حجاب می تواند از لباسهای متفاوت با مدلها و رنگهای متنوعی استفاده کند در حالی که با قبول حجاب مجبور است به یک لباس یکنواخت یکرنگ بسنده نماید.

همین حس تنوع طلبی در کنار اهمیت به ارزیابی دیگران درباره او، او را به سمت مدگرایی سوق می دهد. چنانچه اگر او سبک های پوششی نو را نپذیرد و خود را پیرو مد روز جلوه ندهد، همه به او برچسب کهنگی و احیاناً فقر می زنند. همچنین برتری طلبی نسبت به همسالان خود، رقابت و هم چشمی با آنها و دوست داشتن شهرت و انگشت نما بودن، درایجاد حس مدگرایی مؤثر است.

دختری که به امید پیدایش یا گسترش جذابیت خود به لباسهای زیبا و متنوع روی می آورد، به خصوص کسی که از جمال و جذابیت ظاهری برخوردار نیست، پس از مدتی در مورد زیبایی در لباسهای قشنگ نیز دچار شک و تردید می شود. آن وقت چاره را در آن می بیند که با تقلید از یک مد به یک شهرت نسبی برسد و با پوشیدن لباسی که اگر زیبا نباشد، عجیب و تازه است، در برابر انگشت اشاره مردان و حتی زنان همجنس خود قرار بگیرد.

 12- آشنایی با دنیای مردان:

کنجکاوی یکی از عوامل مهم هوش زن و محرکی برای قوه تخیل او محسوب می شود. (لمبروزو،1370) و کارکردهای مفیدی هم دارد. اما یکی از کارکردهای منفی آن ،در رفتار دخترانی ظاهر می شود که به طور افراطی از مردان دور نگه داشته شده اند ووجود جنس مرد با ویژگیهای خاص خود برای آنها به صورت یک رمز و معما در آمده است. حس کنجکاوی او را وادار می کند که با نفوذ به دنیای جنس مذکر این رمز را برای خود آشکار کند. راحت ترین راهی که برای او به صورت یک راهبرد رفتاری در می آید،این است که اعتماد و توجه مثبت مرد را با ناپوشیدگی و طنازی خود جلب کند. حتی مدتی با او آشنا شود تا به واسطه آن با احساسات و هیجانات مردانه، ویژگیهای بدنی مردانه، خواسته های مردانه و بالاخره جزئیات دنیای درونی آنها آشنا شود.

اخلاق تجربه نوجویی جوان هم یک محرک ضمیمه برای این رفتار است. حس کنجکاوی ، دختر جوان را وادار می کند که چند مدتی هم تجربه حجاب گریزی را در زندگی و تجربه ناپوشیدگی و عریانیسم را در اندام بدن خود داشته باشد و بدست آورد.

13-اظهار غنای مالی:

دختران و زنانی که جزء طبقه اقتصادی بالای جامعه هستند، هرگز حاضر نمی شوند که شبیه هم جنسان خود در طبقه پایین جامعه لباس بپوشند. به طوری که در ظاهر برتری و امتیاز آنها پدیدار نشود. به خصوص اینکه به طور کلی درون ریزی پنهان کردن قابلیتها و امتیازات ، برای زن سخت تر از مرداست . لذا خود را ناچار      می بیند که با کنار گذاشتن حجاب، لباس و زینت‌های گران قیمت خود را به نمایش گذاشته و از این طریق غنای مالی خود را به دیگران اثبات کرده و احیاناً به رخ آنها بکشد.

کلوپ مرکز ملی پاسخگویی سوالات دینی


برچسب ها: حجاب،

نوشته شده در شنبه 11 آذر 1391 توسط جنت سادات
مقام معظم رهبری

درباره سایت
نویسندگان
آمار سایت
Blog Skin